یک روز تعطیل
بنام خدا
سللللللللللللللللللللام امروز جمعه ١شهریور طبق معمول جمعه ها رفته بودیم خونه مامان جونی من اونجا اول با مامانم سر یک سوئ تفاهم دعوا کردم که بعدش خیلی پشیمون شدم چون مامان مقصر نبود اما خب پیش میاد دیگه بعد جای شما خالی ناهار خوردیم اما مگه هلیا میذاره ادم با خیال راحت غذا بخوره بعد هم تا میتونسته شیطونی کرده هلیا دختر بسیار باهوشیه نمی خوام ازش تعریف کنم ولی اگه شما هم اونو ببینید به این موضوع اعتراف میکنید مثلا امروز خواهرزاده هام با پشتی وبالش خونه می ساختند بعد که اونا رفتند هلیا هم کاراونا را تکرار می کرده و با بالش خونه می ساخته یا مثلا تا بهش میگیم تلوزیون را روشن کن کنترل رو روبروی تلوزیون میگیره وروشن میکنه حتی هلیا حرف زدن هم بلده مثلا میگه آب بده یا میره کلاهش رو میاره ومیگه بریم یعنی بریم بیرون یا میگه الام یعنی سلام وبهمدت یک ماه ونیم که راه میره و١٢ تا دندون داره و...در پرانتز اینکه هلیا ١٨روز دیگه تازه ١ساله میشود .خلاصه هلیا تا میتونسته از همه خنده گرفته وبا بدجنسی هر کاری خواسته کرده وهیچ کس دعواش نکرده .
اجاره نشین ها
بنام خدا
سلللللللللللللام امروز سه شنبه ٢٩مرداد بعد از مدتها فرصتی پیدا شد تا سری به وبلاگم بزنم چون با وجود هلیای بلا همیشه وقت کم میارم حتی به کارهای روزمره ام برسم گاهی ؛آرزم میکنم کاش یکی پیدا می شد تابه من وقت قرض بدهد الان همسرم هلیا را برد بیرون ومن یک نفس راحت کشیدم وبا خوشحالی آمدم پای کامپیوتر خدا کند حالا حالاها نیان خونه شوهرم میخواست بره سرساختمون آخه داریم خونه میسازیم دعا کنید هرچه زودتر خونمون ساخته شه تا از مستاجری دربیایم یعنی روزی میاد که ماهم صاحب خونه بشیم؟ امیدوارم همه مستاجرها صاحب خونه بشن.
خدایا چرا من
آرتور راشی قهرمان افسانه ای تنیس ویمبلدون به خاطر خون آلوده در جریان عمل جراحی به ایدز مبتلا شد ودر بستر مرگ افتاد از سراسر دنیا برای او نامه هایی ارسال شد یکی از طرفدارانش نوشته بود چرا خدا تو را برای چنین بیماری دردناکی انتخاب کرد؟آرتور در جوابش نوشت در دنیا ۵٠میلیون کودک بازی تنیس را شروع می کنند ۵میلیون نفر یاد می گیرند ۵٠٠هزار نفر پایه مسابقات را می گذارند ۵هزار نفر سرشناس می شوند ۵٠نفر به مسابقات ویمبلدون راه پیدامیکنند۴نفر به نیمه نهایی میرسند و٢نفربه فینال ان زما نکه جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم هرگز نگفتم خدایا چرا من ؟وامروز هم که از این بیماری رنج می کشم نیز نمی گویم خدایا چرا من؟
تشکر
سلام دوستان باتشکر از نظرات شما
سحر جان من اهل بیدگل هستم . چطور مگه؟
اولین گام
بنام خدا
امروز سه شنبه١/۵/٨٧ دخترم هلیا اولین گام های خود را به تنهایی برداشت البته مدتی هست که به تنهایی می ایستد وچند قدم بر میدارد اما امروزبا تعادل بیشتر ومدت زیادتری راه رفت
آیا هلیای ده ماهه چند سال بعد گام های بزرگ زندگیش را نیز خواهد توانست به تنهایی بردارد؟
به پرشین بلاگ خوش آمدید
بنام خدا
كاربر گرامي
با سلام و احترام
پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:
http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت
در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir
و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.
همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت
ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com
با تشكر
مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي
http://ariagostar.com

